خبر فوری:

حرفهای تند احمدی نژاد درباره یارانه ها، خودروسازی و حضورزنان در ورزشگاه |گفتند اعدام ات می‌کنند

احمدی نژاد : گفتند اعدام ات می‌کنند | تغییرات در راه است

احمدی نژاد در مصاحبه تفصیلی با گسترش نیوز به سوالاتی درباره مسائل روز کشور، مشکلات صنعت خودرو، طرح صیانت، مذاکرات هسته ای، تجاوز روسیه به اوکراین و ... پاسخ داد.

خلاصه حرفهای او را می خوانید : 

*چرا برخی در فضای سیاسی با تخریب دیگران می خواهند خودشان را اثبات کنند؟ من نمی خواهم به خصلت ها یا نیت ها بپردازم اما آن چیزی که کاملا آشکار است، هر کس در عرصه سیاسی، با نفی دیگران می خواهد خودش را اثبات کند، معلوم است که مطلب قابل ارائه ای از خودش ندارد.

*در سال ۸۴ فضا برای ما خیلی تنگ بود. اینکه بگوییم کل قدرت و ثروت باید به همه مردم برگردد، این حرف خیلی بزرگی است. در آن فضا، ما مقدار کمی از آن را توانستیم انجام بدهیم.

*مردم قبل از انقلاب دیدند با یک عده اشراف سیاسی ــ اقتصادی مواجه هستند که اینها امتیاز بیشتری برای خودشان قائل هستند و اکثریت مردم را به حساب نمی آورند. انقلاب شد که این اشرافیت درهم بشکند اما متاسفانه این اشرافیت دوباره شکل گرفت، منتهی این بار به نام انقلاب شکل گرفت. 

*طبقه ممتازه یا اشراف که شکل می گیرد، اینها برای خودشان اختیاراتی تعریف می کنند، خیلی مواقع آنها را قانونی می کنند، یعنی کنار زدن مردم را قانونی می کنند یا به آن شکل قانونی می دهند. من در آن نامه ای که به آقای پوتین نوشتم، گفتم شما آمدید ریاست جمهوری خودتان را تا ۲۰۳۶  تمدید کردید، حتی اگر ظاهر دموکراتیک به آن بدهیم، متن آن، تبعات خسارت بار دیکتاتوری را دارد.

*اینها بتدریج همه پولدار شدند، با هم ارتباط برقرارکردند و رسانه دار شدند، جا به جا می شوند و یاد می گیرند که چگونه حذف کنند. الان واقعا یک طبقه ممتازه ای در کشور شکل گرفته است که تکلیف این طبقه باید روشن شود. 

اگر بخواهیم در دنیا از ۸ میلیارد انسان رای گیری کنیم و بگوییم منفورترین آدم در ذهن شما چه کسی هست، آقای پوتین نفر چندم است؟اروپایی ها کی می خواستند اینهمه علیه روسیه اقدام کنند؟ نمی خواستند ولی مجبور شدند. حتی آقای بایدن مجبور شده اقداماتی را علیه آقای پوتین و حکومت روسیه انجام بدهد، چرا؟ برای پاسخگویی به مطالبات مردم که در دنیا علیه این جنگ قیام کردند که البته این بشارت خوبی است. اگر این حضور عمومی مردم در صحنه های جهانی ادامه پیدا کند حتما آن نقشه خنثی خواهد شد ان شاءالله.

الان آیا مردم ما نمی خواهند با مردم چین، آمریکا، روسیه و اروپا ارتباطات خوبی داشته باشند؟ حتما می خواهند بالاترین ارتباط را داشته باشند. مردم آمریکا نمی خواهند با مردم ما رابطه خوب داشته باشند؟ چرا می خواهند. چه کسی این فاصله ها را ایجاد می کند؟ دولت ها. اگر دولت ها برآمده از مردم باشند و بخواهند اراده مردم را حاکم کنند، باید بدنبال حداکثر کردن ارتباطات باشند. این خیلی ساده است.

* ما اولین دولتی بودیم که به دولت آمریکا نامه رسمی نوشتیم که درست است که ما با هم دعوا داریم ولی اجازه بدهید پرواز مستقیم بین تهران و نیویورک برقرار شود تا مردم بروند و بیایند ولی آنها نپذیرفتند.

من معتقد هستم که در ایران، ما نه در سیاست داخلی و نه در سیاست خارجی از اصول ثابتی پیروی نمی کنیم. البته من در آن ۸ سال سعی کردم آن را روی اصول ثابتی بیاورم که مردم بخاطر آن انقلاب کردند. به همین دلیل در دفاع از حقوق مردم، بسیار محکم و در تعامل با دیگران بسیار منطقی بودیم. ما راجع به هسته ای هم با آمریکایی ها تفاهم کردیم، منتهی در همین داخل اجازه اجرا ندادند و اعلام هم شد. یک عده ای در آمریکا و یک عده بیشتری در داخل، رسما گفتند اگر احمدی نژاد بخواهد هسته ای را هم حل کند، ما حریف او نمی شویم. ببینید نگاه چقدر کوتاه است! در نتیجه اجازه ندادند مسئله هسته ای حل شود.

آقای آمریکا بیایید بنشینیم و با عدالت و احترام گفت وگو کنیم. هر چه که تو می خواهی، ما هم می خواهیم. هر چه که تو نمی خواهی، ما هم نمی خواهیم. ساده است. اما اگر خودت چیزهایی می خواهی و به من می گویی نداشته باش، چیزهایی را نمی خواهی و به من می گویی داشته باش، اینجا بد می شود. آقای آمریکا؛ ما هم مردم هستیم، ما هم انسان هستیم. من فکر می کنم این ماجرای ایران و آمریکا باید حل شود، چون الان هیچ وجه انقلابی و مکتبی در آن نیست. یکسری رقابت هایی است که هیچ منطقی پشت آن نیست. جهان را باید با یک منطقی اداره کرد که همه قبول کنند. همه کشورها مستقل هستند، همه کشورها حق دارند، همه احترام دارند، همه حق پیشرفت دارند، هیچکس حق ندارد، حق دیگری را تضییع کند، زور بگوید و تسلط پیدا کند، خیر! همه باید باشند.

من اصلا به دولت پیشنهادی نمی دهم چون پیشنهاد که بدهم، بعدا یک تبعاتی دارد. من می خواهم بگویم چه باید بشود؟

باید بپذیریم که خواسته مردم باید اجرا شود. به محض آنکه پذیرفتیم خواسته مردم باید اجرا شود، خواهیم دید که مسائل دومینووار حل خواهد شد. چون قدرت مردم، خیلی بالا و بی پایان است. قدرت مردم بیاید، خیلی زود مسائل اقتصادی را حل خواهد کرد. اینکه یک عده ای آمدند تمام اقتصاد داخل را به مذاکرات گره زدند، این صد در صد غلط بود. یعنی اجازه دادند بیگانه با مانورهایی که در مذاکرات می دهد، بر روی اقتصاد ما تاثیر بگذارد. ما هم ظرفیت های فراوانی داریم و می توانیم فعال کنیم. اگر یک عده هم بیایند و بگویند اصلا رابطه می خواهیم چه کنیم؟ این هم به همان اندازه اشتباه است. ما باید مثبت بیاندیشیم.

ما هیچ تئوری برای اداره کشور نمی بینیم. الان تئوری اقتصادی ما چیست؟ سرمایه داری هستیم؟ سوسیالیسم هستیم؟ چه هستیم؟ یک سرمایه داری دولتی رها شده و بدون هیچ قاعده و نظمی. این اصلا تعریف نشده است. نمی گویم سرمایه داری یا سوسیالیسم بشویم، می گویم خودمان بشویم. مثلا اقتصاد مردمی داشته باشیم. در اقتصاد مردمی دیگر تمرکز ثروت معنا ندارد. اینهمه نهاد، همه اختیارات دست دولت، تمام معادن، انرژی، زمین ها، جنگل ها، همه چیز دست دولت است. بعد بنیادها و نهادها هم درست شده است که ته مانده آن را هم برداشته اند و برده اند، چیزی دست مردم نیست.

من در اصل اینکه ثروت مال مردم است، تردیدی ندارم و اگر کسی تردید می کند، باید بیاید و اثبات کند. ثروت مال مردم است و این ثروت باید در کوتاه ترین زمان ممکن به دست مردم برسد تا مردم آن را مدیریت کنند اما ۶۰ سال است که ثروت در دولت متمرکز است و دولت می گوید مردم من جای شما خرج می کنم. یعنی شما بلد نیستید پولتان را خرج کنید، من جای شما خرج می کنم. این باعث شده سازمان اداری وسیعی با خرج بالا و بازدهی پایین، همراه با سوءاستفاده های کلان درست شود. مردم هم از عرصه حذف شدند و اوضاع هم هر روز بدتر شده است. اصل این است. ما هم سال ۸۴ همین را گفتیم. گفتیم ثروت و دولت باید به مردم برگردد 

 

الان می دانید چقدر بابت هدفمندی از مردم می گیرند؟ نزدیک ۳۵۰ هزار میلیارد تومان. چقدر آن را به مردم می دهند؟ ۳۰ هزار تا! یک معیشتی هم درست کردند که ۳۰ هزار تا هم به آن می دهند. روی هم تقریبا ۶۰ هزار تا می شود.

صدقه ای می دهند. اصل آن به جیب دولت می رود و دوباره مثل قبل هر جور که دلش بخواهد مصرف می کند.

همان زمان، سال ۹۱ گفتم که ما می توانیم نفری ۲۵۰ هزار تومان به مردم بدهیم.

من اعلام کردم که به هر نفر می توانیم ۲۵۰ هزار تومان بدهیم.

 به نام حمایت از تولید داخل، تولید در کشور نابود شده است. من نمی دانم این شعار از کجا آمد! اصل شعار را نمی گویم، روش حمایت را می گویم. اینکه اجازه ندهیم هر چه که در داخل تولید می شود، وارد شود! این یعنی نابودی رقبا! یعنی یک چیزی بی رقیب می شود. نکته مهمتر این است که می گوییم اگر خواست وارد شود، صد در صد عوارض می گیریم! این می دانید یعنی چه؟ یعنی اگر کسی خواست یک پژوی ۴۰۵ از خارج وارد کند، هر چه قیمت جهانی هست، صد در صد از آن عوارض می گیریم. یعنی قیمت آن دو برابر می شود. مفهوم آن این است که پژوساز داخلی تا دو برابر قیمت تمام شده، می تواند پژو را در داخل بفروشد. کجای دنیا چنین سودی را در جیب کارخانجات می ریزند!؟ مجمع چکاره است؟ مگر مجمع می تواند راجع به خودرو نظر بدهد؟ یک هیئت عالی نظارت وجود دارد که موضوعات آنها اصلا در مجمع نمی آید، اگر هم بیاید خلاف قانون است. یعنی چه؟ مردم می خواهند خودرو وارد کنند، شما حداکثر می توانید بگویید ۱۰ درصد عوارض بپردازید. ۱۰۰ درصد عوارض می گیرید، باز هم ممنوع می کنید. این یعنی نابود کردن کل ملت! یعنی یک ملت اسیر دو تا کارخانه هستند! هر کیفیتی بسازد، باید بخریم، دو برابر قیمت هم باید بخریم، خراب هم که می شود، تحویل نمی گیرد، هیچ تعهدی هم نمی دهد، ایمنی هم ندارد، قربانی هم باید بدهیم. حالا یک بخش ایمنی تصادفات است، تمام ستون فقرات مردم در این خودروهای بی کیفیت نابود می شود.

مایوس نباشید. به نظرم تغییرات در راه است.

هیچکس نمی آید بگوید رفتن زنان به ورزشگاه چه اشکالی دارد؟ کجای دین این را ممنوع کرده است؟ وقتی دین چیزی را می گوید، همه با عقلشان باید بگویند چیز خوبی است. الان همه می گویند چیز خوبی است؟ اگر زنان به ورزشگاه بروند چه اشکالی دارد؟ مثلا سینما می توانند مختلط بروند، کنسرت می روند...

 

آن زمان که ما قضیه ورود زنان به ورزشگاه را مطرح کردیم، شروع به جوسازی بسیار سنگینی کردند و فتواهایی دادند که داشت به سمت تکفیر و اعدام ما می رفت. یک نفر را پیش ما فرستادند که یکی از نمایندگان مجلس بود و حالا اسمش را نمی برم. گفت آقایان خیلی ناراحت هستند. گفتم دلیل و منطق آنها چیست؟ گفت بالاخره آنها فتوا دادند. گفتم فتوا باید منطق داشته باشد. نمی شود که همین طوری مردم را از حقوق اجتماعی شان محروم کنیم و بعد بگوییم نظر من این است. یعنی چه که نظر من این است؟

 

من آن زمان گفتم که قبول نمی کنم. گفت آنها فتوا می دهند و خونت را حلال می کنند. گفتم بعید می دانم این کار را بکنند ولی شما یک پیغام برایشان ببرید. گفتم به آنها بگویید منطق شما چیست؟ چه خلاف شرعی اتفاق می افتد؟ گفتند خانم ها که به ورزشگاه می روند، بدن ورزشکارها را می بینند! گفتم اتفاقا فوتبال پوشیده ترین است. گفتم فقط زانوی آنها پیداست، یعنی یک خانمی بلند می شود و چندهزار تومان هزینه می کند تا برود ورزشگاه و از چندصد متری، زانوی یک آقا را ببیند و لذت ببرد!؟ چرا نمی فهمید؟ فوتبال جاذبه و هیجان دارد. شما نمی توانید بگویید خانم ها محروم هستند. خانم ها هم دوست دارند بروند و ببینند، چه فسادی در آن هست؟ ت

. واقعا این اتفاقاتی که در مشهد افتاد، سرشکستگی ملی بود. صرف نظر از اینکه چند تا خانم فلفل وارد چشمشان شد و بی حرمتی شد که در جای خودش خیلی چیز بدی است، خیلی کار زشتی است.

خبرنگار: هیچکس هم گردن نمی گیرد.

گشت ارشاد از زمان آقای نوری در سال ۶۸ آغاز شد.

آقای نوری که اصلاح طلب و آن زمان وزیر کشور بود. سر خیابان ها مینی بوس می گذاشت و آرایش خانم ها را آن هم با سرباز چک می کرد. ما همان زمان اعتراض می کردیم. طی سال های ۶۳، ۶۴ و ۶۵ در خیابان ولیعصر هر روز درگیری بود. دختر خانم ها و آقایانی که موهای بلندی داشتند یا کراوات می زدند یا خانم ها کفش هایی می پوشیدند که چراغ داشت! یک عده موتور سوار می آمدند، کراوات را می بریدند، موها را قیچی می کردند و ما همان زمان معترض بودیم. در زمان آقای هاشمی و آقای خاتمی مقداری بالا و پایین شد. آقای هاشمی در انتخابات آمد و گفت اگر احمدی نژاد بیاید، پیاده روها را دیوارکشی می کند و آسانسورها را جدا می کند! من به تلویزیون رفتم و گفتم چرا اینقدر هجمه می کنید؟ مثل اینکه من وارد محدوده ممنوعه شده ام! من یک معلم هستم. مگر مشکل کشور ما دو تار موی زن هاست؟ مشکل ما عدالت است، مشکل ما اداره درست کشور است، مشکل اتلاف منابع است. من ۲۰ بار اعلام کردم با گشت ارشاد مخالف هستم؛ در تلویزیون و مصاحبه و سخنرانی گفتم مخالف هستم ولی اینها می رفتند در خیابان زنان و دختران را می زدند و می گفتند رئیس جمهور گفته است! من باید چه می کردم؟ ۲۰ بار اعلام کردم. آقایان اصلاح طلب و آقای هاشمی می گفتند فرصت خوبی است که احمدی نژاد را بکوبیم. ما هر چه می گفتیم اصلا نیروی انتظامی دست رئیس جمهور نیست. مگر رئیس جمهور می تواند به نیروی انتظامی دستور بدهد؟ من می گفتم اینکار صد در صد ضد خودش نتیجه می دهد، اعلام کردم، بحث کردم ولی می گفتند چیز خوبی برای زدن احمدی نژاد گیر آوردیم! آقای موسوی در مناظره این را به حساب من می گذاشت. گفتم شما نمی دانید کشور چگونه اداره می شود؟ واقعا نمی دانید؟ چرا این حرف را می زنید؟ من فقط می توانستم مخالفتم را اعلام کنم، کار دیگری نمی توانستم انجام بدهم. من این نوع برخورد با انسان را مبنائا قبول ندارم. اینکه برای طرف شانی قائل نباشی، هر طور که دلت می خواهد با او برخورد یا به او تحمیل کنی، این را قبول ندارم. ما به چه حقی باید این کار را بکنیم؟ چه کسی به یک نفر اجازه داده که به خودش حق بدهد، برود به یک نفر دیگر بگوید شما باید آنگونه که من می گویم زندگی کنید!؟ این خلاف دین و انسانیت است. رفتار من که با همه معلوم بوده است منتهی انجام می شد و به حساب من می گذاشتند. می گفتند چیز خوبی گیر آوردیم، میزنیم، رسانه های چپ و راست هم که دست خودمان است!

 

دیگر رسانه ها

ارسال نظر