داستان تاریخی اعترافات وحشتناک قاتل مخوف به قتل و تجاوز پسران نوجوان | برایم زن نگرفتند، به پسران تجاوز کردم | ۲۵ پسر را سر بریدم

قاتل از راه فروش آجیل و تنقلات به کودکان و دانش آموزان با کودکان و نوجوانان طرح دوستی می‌ریخت و کم کم با وعده‌هایی آن‌ها را به خلوتی می‌کشید و آن‌ها را مورد اذیت و آزار قرار می‌داد.

داستان تاریخی اعترافات وحشتناک قاتل مخوف به قتل و تجاوز پسران نوجوان | برایم زن نگرفتند، به پسران تجاوز کردم | ۲۵ پسر را سر بریدم

علی اصغر بروجردی معروف به اصغر قاتل در سال ۱۲۸۷ متولد شد. او اولین قاتل زنجیره‌ای ایران است که قربانیانش کودکان بودند و در اغلب موارد به آن‌ها تجاوز می‌کرده است.

اصغر قاتل

وی طی مدتی در عراق زندگی کرده و استارت قتل هایش نیز در این کشور زده شد و ۲۵ کودک را به قتل رساند، اصغر پس از مدت‌ها تحمل حبس از زندان آزاد شد که مجدد دست به ارتکاب قتل کودکی دیگر زد و بلافاصله از عراق به ایران فرار کرد.

قتل‌های کودکان عراقی و حبسش او را متنبه نکرده چرا که با برگشتن به کشور بازهم دست به کشن کودکان زد و این بار و در ایران مرتکب قتل ۸ کودک و نوجوان شد.

علی‌اصغر در خانواده‌ای بزرگ شد که سابقه دزدی و قتل و بدنامی داشت، پدربزرگش زلفعلی راهزن بود و در منطقه بروجرد، ملایر و عراق اقدام به چپاول کاروان‌ها می‌کرد که گاه منجر به کشته شدن کاروانیان نیز می‌شد.

پدر علی‌اصغر یعنی علی‌میرزا قاتل، راهزن و جنایتکار بد نام در عصر خود بود، او بیش از ۴۰ مسافر و عابر را با دست خود به قتل رسانده بود. به دلیل بدنامی و تحت تعقیب بودنش، به بغداد مهاجرت کرد.

علی اصغر از مادرش شنیده بود که پدرش علی میرزا، سرباز بوده و در یکی از جنگ‌ها کشته شده است. خانواده علی اصغر به بهانه زیارت کربلا به عراق می‌روند و در بغداد ساکن می‌شوند.

یکی از برادران علی اصغر در بغداد قهوه خانه‌ای راه اندازی می‌کند و علی اصغر هم ابتدا نزد برادرش مشغول به کار می‌شود. او بعد‌ها به فروش آجیل و تنقلات به کودکان و دانش آموزان پرداخت و از همین راه به اغفال آنان دست زد.

او از این راه با کودکان و نوجوانان طرح دوستی می‌ریخت و کم کم با وعده‌هایی آن‌ها را به خلوتی می‌کشید و آن‌ها را مورد اذیت و آزار قرار می‌داد، نخستین بار در سن ۱۴ سالگی به علت اذیت و آزار کودکان در بغداد دستگیر شد و به زندان افتاد که به دلیل کم بودن سنش و با رضایت والدین کودکان آزاد شد.

اصغر پس از آزادی از زندان به فروش آجیل و تنقلات به کودکان مدرسه‌ای کار خود را پیش گرفت و در ادامه با برملا شدن اقداماتش و آزار رسانی وی به ۵ کودک در بغداد، به ۹ سال حبس محکوم شد.

 

در ۲۷ سالگی برای در امان ماندن از دست پلیس و دادگاه، تصمیم گرفت بعد از تجاوز به طعمه‌های خود آنان را سر به نیست کند که در این مسیر ۲۵ کودک و نوجوان عراقی توسط اصغر قاتل به قتل رسیدند.

اعترافات اصغر قاتل درباره جنایاتش در عراق

او در این باره گفته بود: درعراق در قهوه‌خانه برادرم هر چه پول می‌گرفتم خرج اطفال می‌کردم، مدتی هم در مساجد، آجیل می‌فروختم و با اطفال رابطه برقرار می‌کردم تا این که به علت فریب دادن ۵ بچه از فرزندان متمولان آنجا و فریب دادن آن‌ها، ۹ سال حبس کشیدم. پس از آزادی، از برادرم خواستم که برایم زن بگیرد، ولی قبول نکرد.

اصغر قاتل

دیگر همیشه با اطفال بودم تا این که یک شب یک شاگرد نجار به نام حسن را فریب دادم با پنج نفر دیگر به او تجاوز کردیم به خاطر همین دو سال حبس کشیدم و از طرف محکمه تحت نظر پلیس بودم.

هر شب پلیس در خانه می‌آمد و بودن مرا در خانه کنترل می‌کرد، تصمیم گرفتم به هر پسری که تجاوز می‌کنم، او را به قتل برسانم در بغداد ۲۵ پسر را سر بریدم اغلب جنازه را در شط غرق می‌کردم، برخی را هم به قدری ماهر شده بودم که از سر بریدن هیچ آثاری نمی‌گذاشتم آخرین بچه را که می‌کشتم کودک دیگری مرا دید که من از همان جا به ایران فرار کردم.

با فرار از عراق به ایران، اصغر در کاروانسرای رضاخان در تهران ساکن و مشغول به کار‌های دوره گردی و به ویژه بامیه فروشی شد، به این ترتیب وی باز هم امکان تماس با کودکان و نوجوانان را پیدا کرد.

این بار طعمه‌های اصغر بیشتر نوجوانان شهرستانی بودند که برای یافتن کار به تهران آمده بودند، او در مدت کوتاهی ۸ نفر را در تهران کشت و جنازه‌های آن‌ها را در جنوب تهران رها کرد، کشف جسد‌های مثله شده نوجوانان در کوره‌ها و قنات‌های منطقه شترخان باعث ترس و وحشت فراوان در تهران شده بود.

دهم دیماه ۱۳۱۲ در یک قلعه خرابه در بیابان شترخان در جنوب تهران، چوپان نوجوانی سر بریده کودکی را پیدا کرد و سراسیمه این خبر را به اهالی روستای نجف آباد در همان نزدیکی رساند.

پس از این اتفاق مأموران اداره تامینات «پلیس آگاه» با حضور در محل جسد کودک و دو جسد دیگر را پیدا کردند که همگی کمتر از بیست سال سن داشته و در دو هفته گذشته کشته شده بودند.

در ۲۳ بهمن ماه همان سال در فاصله کمتر از دو ماه، جمجمه جوان دیگری در میدان جلالیه «پارک لاله» پیدا شد، اما تلاش برای یافتن جسد وی بی نتیجه ماند، ۵ روز بعد جنازه بدون سر فردی سی ساله در قنات امین آباد منطقه دولت‌آباد کشف شد. با ایجاد جو رعب و وحشت در تهران، نظمیه و عدلیه به تلاش جدی برای یافتن سرنخی از قتل‌ها مشغول شدند.

سردار تیمورخان مفتش با سابقه آن زمان اداره تامینات تهران مامور پیگیری قتل‌های زنجیره‌ای در جنوب تهران شد، ماموران با اجیر کردن چند چاه کن، به تلاش خود برای یافتن اجساد در قنات ادامه دادند. آن‌ها که ۴۳ مامور بودند در روز سه شنبه ۸ اسفند ماه ۱۳۱۲ در حوالی چاه‌های قنات امین آباد، به مردی میانسال در بیابان برخوردند که یک پیت حلبی و یک پشته حمالی به همراه داشت.

ماموران از وی و شغلش پرس و جو کردند و این مرد مدعی شد که بامیه فروش است و پیت هم ابزار کار اوست، ماموران جسدی را در آن حوالی پیدا می‌کنند.

بعد از ۲ روز مرد بامیه فروش که اصغر قاتل بود در حوالی شازده عبدالعظیم دستگیر شد و به این ترتیب مرد بامیه فروش دستگیر و برای استنطاق به کمیسری و سپس به تامینات تهران برده می‌شود.

ماموران به محل زندگی علی اصغر در کاروانسرای رضاخان می‌روند و با پرس و جو از همسایه‌ها متوجه می‌شوند شب پیش از آن پسر بچه‌ای که علی اصغر وی را برادر خود معرفی می‌کرده، شب را در اتاق او خوابیده است. آن‌ها لباس‌های به دست آمده را شناسایی و متعلق به همان نوجوان معرفی می‌کنند.

پس از چند فقره بازجویی، علی اصغر اقرار می‌کند که لباس‌ها مربوط به نوجوانی به نام علی است که اصغر در ابتدا برای وی سینی و بامیه خریده تا در کنار او کار کند، اما با گریختن وی، اصغر مجددا وی را یافته و پس از تجاوز، او را به قتل رسانده است.

پس از کشو قوس‌های فراوان علی اصغر به انجام ۸ قتل در ایران و ۲۵ قتل در عراق و تجاوز به مقتولان و دیگر کودکان اقرار کرد.

دادگاه اصغر قاتل در خرداد و تیرماه ۱۳۱۳ تشکیل شد، جرم وی تجاوز و قتل ده‌ها کودک و نوجوان ذکر شد و پس از برگزاری جلسات دادگاه، او به ۹ سال حبس و در نهایت به اعدام محکوم شد که با اعتراض علی اصغر، رای به دیوان عالی تمیز رفت که در آنجا نیز حکم وی مجدد تأیید شد.

اصغر قاتل

اودرباره جنایتش گفت: این‌ها یک عده بی پدر و مادر هستند؛ بی‌سر و پا و خوشگل اند. وقتی که ریش آن‌ها درآمد، دزدی می‌کنند. من با این‌ها دشمنی دارم. این‌ها دشمن مملکت هستند. به این جهت آن‌ها را کشته‌ام. من در خارجه که بودم از این‌ها خیلی بودند و خیلی از آن‌ها را کشتم. اینجا هم که آمدم، دیدم در اینجا هم هستند و آن‌ها را می‌کشتم.

اعدام اولین قاتل زنجیره‌ای ایران

روز اعدام فرا رسید، در سحرگاه چهارشنبه ششم تیر ۱۳۱۳ حکم اعدام وی در میدان توپخانه و در مقابل تشکیلات نظمیه مملکتی اجرا شد، وی ابتدا شوخ و سر حال بود، اما با مشاهده طناب دار در هم شکست و بنا بر اظهارات حاضران گفت در صورت آزادی، دو گوسفند برای قربانی نذر خواهد کرد.

اصغر قاتل پس از فراخوانده شدن به سمت چوبه دار با اعتراض گفت: «من چند ولگرد و مجهول الهویه را کشتم، شما به خاطر آن‌ها مرا می‌کشید»؟

حکم اجرا و اصغر قاتل به دلیل جنایات متعدد علیه کودکان و نوجوانان به عنوان اولین قاتل زنجیره‌ای ایران، اعدام شد.

دیگر رسانه ها

کدخبر: 3985

  • ناشناس

    چرا برای بیماریهای روانی و اختلال دوقطبی داروهای رادیو دارو نمیسازند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • ناشناس

      یعنی چی من اطلاعاتی دراین موردندارم میشه توضیح بدین ممنون میشم🙏🏽

  • بهار

    خوب کاری کرده دقیقا به روشی انتقام گرفته که اون اشتباه کرده پس چی بشینه نگا کن تا شوهرش از دوستش بچه بیاره 😏

    • ناشناس

      دوست عزیز این انتقام نیست چشم رو باز کن خودش رو فرو کرده تو منجلاب شوهرش یک کار کثیف کرده این یکی چرا خودش رو انداخت تو منجلاب

    • ناشناس

      آدم های اینجوری دارای بیماری فمنیستی روانی و اختلال های اینجوری هستند

    • ناشناس

      این دیگه چه راه حلیه ادم اگر محرم ونامحرم سرش بشه وپاکدامن باشه هرگز از این روش انتقام نمیگیره

  • مهدی

    اشتباه محض، خیانت را نباید باخیانت جواب داد

  • ناشناس

    چشم بعضی ها روشن

  • ناشناس

    درواقع کسی که به همسرش و زندگیش خیانت کنه اول به خودش خیانت کرده. با این کارش ضعفشو نشون میده نه تلافیشو
    قابل توجه اون کسی که نوشته خوب کاری کرده

  • بینام

    مردشور هر چهار تاشونو ببره پس اینا دیوانه بودند خدا لعنتشون کنه هر چهارتاشونو چه راحت هر چهار تا به هم خیانت کردند

  • سعید

    می تونست به راحتی از شوهرش طلاق بگیره . واین ننگو برای خودش نزاره . پس ایمان ضعیفی داشته

  • ناشناس

    هرچی ام بوده اشتباه اول اون دوستی میکنه که اول خیانت کرده وتاوانشو باید میداد که با ازدواج شوهرش با دوستش داده

  • انا

    کار حوبی کرده

  • ناشناس

    چه خبرهای خوبی واقعا

  • ناشناس

    من وقتی دخترم ازدواج کرد هر کدوم از دوستاش که میدونستم قابل رفت و امد نبودن رو برای بچه ام غدغن کردم خدا رو شکر 17 ساله داره زندگی میکنه و با ارامش دوست بد از دشمن بدتره

  • ناشناس

    الهم عجل لولیک الفرج

  • منصوری

    به نظر من هرکس یک زن و مرد بیگناه قول بزنه تجاوز کند باید سنگ صحرایی بشود

  • المیرا

    وای خدای من اسم اصغر قاتل رو از اینو اون همیشه میشنیدم چی بوده که افتاده سره زبونها و من چیز دیگم ازش شنیدم که هر وقت بهش فکر میکنم حتی باره هزارمم باشه حالم بد میشه و قلبم میخواد از تنم بیرون بزنه شنیدم این جونوره مریض هنگام تجاوز دست میبرده تو جیبش چاقوشو درمیاورده و گلوی بچه هارو میبریده علت اینکارشم هنگام تجاوز گفته بوده که بعد از بریدن قربانی چون جون باید بده وای خدای من نمیدونم امیدوارم منو ببخشین به این خاطر قربانی تکون میخوره همون تکون خوردنه قربانی باعثه تموم شدنه کاره کثیف تجاوز این جونوره کثیف میشده من شرمنده شدم ببخشید که باعث ناراحتی شما عزیزان میشم 😞🙏🏻

  • علی

    به نظرم اصغر قاطر بوده تا اصغر قاتل ،نمیدونم چی بگم، واقعا حیف جون چندین بچه بیگناه،خاک عالم تو سرت ،اصغر قاطر 😔

  • صابر

    خداروشکر که اعدام شد

  • بیتا

    خداکنه تا روز دادرسی روزی هزار بار دچار عذاب الهی بشه

  • استاد تربیتی

    در اتش جهنم بسوز

ارسال نظر